سلام روشنک خانم.
از عقل تعریفی دارم محبت کن در یکی دو کامنت نظر مشورتی خودتو ، به
من بده ممنون میشم .
تعریف عقل:
هر گاه موجود زنده ای ، در تداوم زندگی خود نسبت به محیطی که در آن
زیست میکند ، تأثیراتی باقی گذارد که بموجب آن ، تسهیلاتی برایش فراهم
شود ، از عقل بهره مند است .
در این صورت عقل در همه جانداران وجود دارد لیکن میزان آن تفاوت دارد.
چگونگی عقل !
عقل مشتمل است بر ، مجموعه ی حواسی که در یک موجود زنده وجود
دارد که بر حسب دقت عمل این حواس ، میزان عقل ، تعیین میگردد
مثال :انسانی بالغ، که از حس لامسه ی دقیق برخوردار است و نیز از حس
حافظه ی مطلوب ، با یک میمون بالغ که دارای حس لامسه است و آنطور
که آزمایشات نشان میدهد ، از حس حافظه نسبی نیز برخوردار است ،
مقایسه می کنیم .
این دو موجود در مقابل گرمی اشیاء چه واکنشی دارند و چرا ؟
: انسان .
1- با حس لامسه ، گرمی را تشخیص میدهد .
2- با حافظه ، شیوه ی گرم شدنش را حدس میزند.
3- از لمس کردن شیء گرم امنتاع می ورزد .
: میمون .
1- با حس لامسه ، گرمی را حس میکند.
2- اگر در فاصله ی نزدیک زمانی ، با شیء گرم با همین شکل بر خورد کرده
باشد از لمس کردن آن خود داری میکند.
3- اگر در زمانهای نزدیک ، این شیء را لمس نکرده باشد ، به شیء گرم
نزدیک ولی به محض لمس گرما ، خود را دور میکند .
نتیجــــــــه :
هر دو موجود زنده ، برای حفظ سلامتی خود از حواس خود استفاده میکنند .
میزان آن متفاوت است که به میزان عقل مربوط میشود. حال آنکه اگر انسان
«بدوی» را در مقابل (فرضاً) یک میمون آموزش دیده قرار دهیم ، احتمال اینکه
انسان بدوی خود را بسوزاند خواهد بود.
جواب مدیر وبلاگ
سلام دوست خوب
برای من جای خوشحالی است که بعد از مدتی بالاخره یک نفر پیدا شدتا
نظرات خودش را به صورت واضح بیان کند و دنبال تعریف و تمجید نرود
وممنونم از شما اندیشه گر محترم که بالاخره نظر شخصی خودتان را بیان
فرمودید
لازم میدانم سوال شما را گام به گام بررسی کنیم البته دوطرفه یعنی هم
شما نظر دهید و هم بنده , تا به یک نتیجه محکم برسیم اما تعریفی که
شما از عقل فرمودید برای تداوم بحثمان خوب است ولی سخن محکم آن
است که مورد نقض قرار نگیرد یعنی هر مطلبی که نقض نخورد آن را میتوان
بعنوان اصول قبول کرد
1- اینکه عقل را مشترک بین موجودات زنده دانسته اید ولی با مراتب مختلف
صحیح است یا نه ؟
جواب بنده این که فرق موجودات با همدیگر در چیست ؟
مثلا چه چیزی نبات را از جمات جدا می کند ویا حیوان را از نبات جدا می
کند و یا انسان را از حیوان جدا می کند نسبت بر تری انسان بر حیوان
چیست ؟
چرا حیوانات نمی توانند صحبت بکنند ؟
آیا غیر از اینست که انسان می تواند مفهموم سازی بکند ولی حیوان قادر
به مفهوم سازی نیست
ساده تر عرض کنم حیوانات هر چیزی را می بینند آن را به صورت فردی در
ذهنشان نگه میدارند ولی انسان وقتی چند شیئ مشابه را دید از آن
مفهمومی می سازد و بعد از آن با مفهوم ها سرو کار دارد نطق کردن
مربوط است به مفهوم داشتن از شیئ می باشد اگر مفهوم سازی در
انسان نبود قادر به تطق نبود
تا این مقدار برای این جلسه بس است شما نیز اگر در صحبتهای من موردی
را دیدید که قابل نقض بود بفرمائید تا رفع نقص نمائیم
پاسخ بهزاد امیدی : سلام بر شما ، دوست گرامی .
خوب بود بحث خود را در یک وبلاگ دنبال کنیم تا مورد استفاده و قضاوت
علاقمندان اینگونه بحث ها قرار گیرد . بنده نظر خود را همین جا ، اعلام و با
پیشنهاد شما در یک وبلاگ ، ادامه میدهیم .
اولاً بحث را پیرامون حیوانات اختصاص داده ام و موجودات زنده ی دیگر مثل
نباتات ، از تخصص من خارج و اساساً پرداختن به آن کمکی به بحث نمیکند .
دوماً : هر توانی را که برای انسان قائل شده اید ، انکار ناپذیر است ، ولی
موردی از نظرات بنده را نقض نمیکند .
همانطور که فرموده اید ، انسان قادر است از اشیاء مشابه اطراف خود
مفهوم ساخته و به توانائی نطق نائل گردد .
بنده این توان را از کارائی سطح بالای حواس انسان میدانم . همانطور که
انسانها از نژاد های مختلف ، در حس خاصی ، پیشرفت متفاوتی داشته
اند ! !
همین طور در بعضی از حیوانات ، حواس خاصی ، نسبت به انسان پیشرفته
تر است و آن حیوان را از بعضی حواس دیگر ، بی نیاز کرده است . در انسان
هم اگر حس بینائی شخصی ، مختل شود ، بعضی از حواس تشخیصی آن
انسان رشد ناباورانه ای میکند ولی در میزان عقل وی تأثیر گذار است .
متشکرم بهزاد
جواب مدیر وبلاگ
سلام
اولا از تعریف شما در مورد عقل اینطور استنباط میگردد که تمام موجودات
زنده دارای عقل هستند و بنده نیز از شما سوال کردم آنموقع فرق
مجودات از همدیگر چیست یعنی فرق جماد از حیوان و حیوان از انسان و
بعبارتی چه چیزی اینها را از هم متمایز می نماید ؟
ثانیا چه فرقی است بین اطلاعات و علم ؟
ثالثا شما غرائز را با عقل اشتباه کرفته اید چون انسان در غرائز با حیوانات
مشترک است و نه در عقل
پاسخ بهزاد امیدی .
از زحمتی که برای ثبت جوابها ، در متن وبلاگ بعهده گرفته اید متشکرم .
لطفاَ نظرات بنده را نیز بموقع ثبت فرمائید . متشکرم .
اولاَ که بـــــــــــله . . . این تعریف را در همان جملات اول داشته ام و بحث
بر سر همین است . شما ثابت کنید که نیست .یعنی(همه عقل ندارند)
تفاوت بین جماد و حیوان را در کتابهای ابتدائی نوشته اند و من اصلاَ اصراری
ندارم بین حیوانات و جمادات ، نقطه ی مشترکی پیدا کنم!!!!!!
از قدیم نیز انسان را در زمره ی جانوران ، تلقی و بررسی میکنند . امید وارم
این قضیه ، توهینی به سرکار خانم و دیگران نباشد . (من هم انسانم ) مثل
پلنگی که مدعی است : ( من پلنگ هستم) .
و به عبارتی ، وجه تمایز جماد و حیوان را که قرار شد خودتان بررسی
فرمائید و فرق انسان و حیوان نیز در میزان ( عقل) آنها معلوم میشود ،
همانطور که فرق بین دو انسان ، با عقل آنها بررسی میشود .
ثانیاَ : مجموعه ی یک سری (اطلاعات) را در کل ( عــــــــــــلم ) می
گویند .
ثالثاَ : در علم بهداشت و پزشکی ، جمع حواس را (پنج) اعلام کرده اند !
حال آنکه در زندگی و در عرف جامعه ، به خشم - شهوت - گرسنگی -
تشنگی و . . . . هم (حس) میگویند که می بینید فرقی بین ( حس) و
( غریزه) نباید باشد و اگر هست شما شرح دهید .
بنده عرض کردم مجموعه ی حواس ، عقل را تشکیل میدهند . لطفاَ با
سئوالهایتان بحث را به انحراف نکشید ! و خودتان برای سئوالاتتان جواب
منطقی بدهید . ممنون بهزاد.
جواب مدير وبلاگ به آقا بهزاد
سلام
1- اينكه اعتقاد داريد تمام موجودات زنده عقل دارند اين يك ادعاست
ادعا بايد اثبات شود و شما هنوز به مرحله اثبات نرسيده ايد چون فرق
است بين اثبات و ادعا
2- انديشمند محترم آنچه شما بعنوان اشتراك بين موجودات زنده قائل
هستيد غريزه است و نه عقل چون فرق عقل و غريزه بسيار است
3- به سوال قبليم اگر خوب توجه كرده بودي برات معلوم مي شد تفاوت
موجودات زنده در چيه واينكه چرا موجودات زنده را به سه نوع تقسيم مي
كنيم بخاطر وجه تمايزشان است وآن تمايز را شما بايستي بيان فرمائيد ؟
4- اينكه فرموده ايد مجموعه اطلاعات را علم گويند بايد خدمتتان عرض كنم
باز ادعا كرديد هميشه بايستي ادعا را اثبات نمود اما از ديدگاه بنده فرق
است بين اطلاعات و علم و اثبات آن نيز به اين طريق است انسان تصوري
دارد و تصديقي و هميشه تصور در مرحله اول به وسيله حواس پنج گانه
انجام ميگيرد و تا صور حاصل نشود تصديق حاصل نشود و تصدق به وسيله
قواي دروني مانند عقل انجام ميگيرد يعني بعد از اينكه به وسيله حواس
پنچگانه تصور حاصل وآن تصور به درون وارد ميشود وبه وسيله قواي درون
مانند عقل و خيال مورد بررسي قرار ميگيرد ودر نتيجه يا مورد تائيد ويا
تكذيب قرار ميگيرد حال گوئيم مرحله اول يعني همان صرف تصور را
اطلاعات و تجزيه تحليل آن اطلاعات را علم نامند
علت اينكه حيوانات نتوانسته اند پيشرفت كنند به همين خاطر است يعني
تحليلي از اطلاعات ندارند خانه ساختن زنبور از اول خلقتشان به همين
شكل بوده و هيچ تغييري حاصل نشده و ساير پرندگان و حيوانات نيز به
همين طريق ولي اين انسان است كه با مواجهه شدن با ابزارها نحوه
استفاده كردن آن را تحليل مي كند و مورد استفاده قرار ميدهند اما شما
ممكن است به اين اشكال بگيريد كه حيوانات هم بعد از تصور بوسيله
حواس از خود عكس العمل نشان ميدهند اين نشان از تحليل است بايد
خدمتتان عرض كنم نه اينطور نيست اين ناشي از غرائزشان است اگر قدرت
تحليل داشتند مثل انسان ترقي ميكردند
5- اما اينكه فرموده ايد فرق بين حس و غريزه نيست باز هم اشتباه فكر مي
كنيد چون غريزه يك سرمايه دروني است كه سازنده در نهاد او قرار داده
ولي تصور بعد از مواجهه شدن با اشياء بيروني حاصل ميشود
6- اينكه حواس را به دو قسمت تقسيم كرده ايد دروني و بيروني من هم
اين را قبول دارد ولي نحوه بكار گيري و نتيجه دهي آن را فرق مي گذارم
پاسخ بهزاد امیدی .
1- سئوال اول شما بسیار جالب است و اگر همه سئوالات به همین منوال باشد ، بهتر به نتیجه میرسیم . اولاً بنده از ابتدا با تعریف و شرح چگونگی عقل ، ونیز با ارائه ی یک مثال ، قصد اثبات داشته ام اینکه برای شما ثابت نشده است به این دلیل است که شما برای اثبات ادعایتان تلاش نمیکنید . دوماً بنده تقاضا کرده ام ، شما هم با تعاریف و شرح ادعاهایتان ، سعی در اثبات آن کنید که نشان دهد ، عقل بین حیوانات مشترک نیست .
2- فیلسوف محترمه ، بنده هرگز ادعا نکره ام عقل با غریزه یکسان هستند .
3- شما فقط سئوال می کنی ! نمیدانم به کدام سئوالت باید توجه میکردم !؟ ولی اکنون متوجه شدم که در تقسیم بندی ها دچار اشتباه شده ای ! . . . اولاً : موجودات را به سه دسته تقسیم کرده اند نه موجودات زنده را ! دوماً موجودات زنده در تقسیم بندی دیگری هستند ، که هر دسته تازه به تقسیمات دیگری طبقه بندی میشود . گویا به جای بحث با شما اجبار دارم درس « علم الاشیاء » به شما بدهم . موجودات سه دسته اند ( جمادات – نباتات – جانداران) و موجودات زنده شامل طبقه بندیهائی مثل : مهره داران و بی مهرگان و . . . . سپس پستانداران و . . . یادتان آمد؟ . . . . . ! اشتباه نکنید لطفاً .
4- در سایر موارد باز هم فکر کنید تا بهتر بتوانیم ادامه دهیم . متشکرم بهزاد
جواب مدیر وبلاگ
سلام
دوست محترم البته شما به سوالتم در اندک جواب می دهید ولی علت قانع نشدن آن این است که تمام جوابهایتان یا روانشناختی است یا صرف ادعا در صورتی که منظور از استدلال این است که از بدیهیات سخن بگوئید تا چرائی برای پاسخ نماند
البته برای شما مشکل است چون زبان فلسفه را نمی دانید پایه های فلسفه منطق است که شما باید سخنانتان در چهار چوب منطق قرار گیرد والا جدلی و یا مغالطه بیش نخواهد بود
و تاکنون به هیچ یک از سوالاتم جواب منطقی نداده اید
+ نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه پنجم خرداد 1389 و ساعت
10:37 |